دسترسی سریع
پر مخاطب ها
آخرین مطالب
آرشيو مطالب
امکانات وب
الان صبح دوشنبه است. زنگ هشدار تنظیم شده، به صدا در میاید. زمانی که چشم های خودتان را باز می کنید، اولین فکری که به ذهن تان خطور می کند، چه موردی می باشد؟
"من امروز نمی خواهم که به سر کار بروم"، "من یک روز طولانی را در پیش رو دارم، ترسناک است"، یا "بله! این نشان دهنده یک هفته پیش رو می باشد! انتظار دارم که بیشترین کارها را انجام دهم."
پاسخ شما هر چیزی که باشد، سوال زیر را از خودتان بپرسید:
"چه چیزی منجر به ایجاد احساس بی انگیزگی در شما شده است؟" چه چیزی باعث شده است که تفکرات مثبت یا منفی در مور دوشنبه پیش رو داشته باشید؟ به چه نحوی انگیزه پیدا می کنید؟
ملاقات با نانسی
من یک همکار داشتم که اسمش نانسی بود. او هر روز صبح به سر کار می آمد و در هر عصری، دیر وقت و سر ساعت 6.30 محل کار را ترک می کرد. نه یک دقیقه زودتر و نه یک دقیقه دیرتر. او در اداره به عنوان یک فرد بداخلاق شناخته می شد، چرا که نسبت به هر فردی بدخلق و ترشرو بود و به همین دلیل همه افراد سعی می کردند تا حد ممکن از وی دوری کنند. او نسبت به همه چیزهایی که در جهان وجود داشت، شکایت می کرد. من در یک صبح و در محل استراحت اداره که می خواستیم یک قهوه ای بخورم، یک مکالمه مختصری با وی داشتم. من از وی پرسیدم که به چه دلیلی این همه مدت در اداره می ماند، و پاسخ او کاملا ساده بود "من نمی دانم. این شغل من است که بابت آن حقوق می گیرم و نزدیک محل زندگی ام می باشد." او با گفتن این پاسخ بلند شد و رفت و من همراه با قهوه داغ خودم در اتاق استراحت ماندم و حرف های نگفته زیادی داشتم.
چگونه یک فردی می تواند دقیقا یک کار مشابهی را به مدت 20 سال انجام دهد؟ همچنین وی از کار خودش لذت نمی برد، چرا که در همه موارد بداخلاقی و شکایت می کرد. بنابراین هیچ کاری را به خاطر آن (تنفر خودش) انجام نمی دهد؟
دو نوع از افراد
این مورد می تواند یک مور حدی باشد، ولی من مطمئن هستم شما یک سری افرادی را می شناسید که یک کار مشابهی را برای چند سال انجام می دهند و به نظر می رسد که هیچ نوع مشکلی را به دلیل قرار گرفتن در این وضعیت راکد ندارند. چه در صورتی که این کار مربوط به رابطه ازدواجی، شغل یا تلاش های فردی باشد، به نظر می رسد که آنها بدون حرکت کردن به سمت یک وضعیت "بهتر"، در وضعیت مناسبی می باشند.
از طرف دیگر، همچنین مطمئن هستم که یک سری افرادی را می شناسید که بر روی موارد مثبت و تنظیم کردن اهداف متمرکز هستند و این مورد باعث می شود که همواره در وضعیت بهتری قرار داشته باشند. پیشرفت در کار، ایجاد خانواده، معیار های جشن گرفتن در ازدواج و رابطه شان، بهتر کردن خانه ها و ماشین ها، ایجاد تجارت های جدید، یا رفتن مجدد به مدرسه عبارت از مواردی هستند که در زندگی این افراد وجو دارد. به نظر می رسد که این افراد همواره در حال پیشرفت نسبت به یک چیزی هستند که منجر به پیشرفت و بهبود زندگی آنها می شود.
سوالی که مطرح می شود، عبارت از تفاوت های موجود مابین این دو نوع شخصیت از افراد می باشد؟
مواردی را که دوست دارید انجام دهید یا دوست ندارید انجام بدهید، در نهایت منجر به تشکیل یک چیزی می شوند که انگیزه نام دارد. اجبار یا نبود یک چیزی باعث می شود که شما به سمت جلو بروید و به چالش ها و موانع موجود در مسیر دستیابی به اهداف تان غلبه کنید.
شما بدون داشتن انگیزه، بعد از چند بار تلاش یا حتی در اولین چالشی که با آن مواجه خواهید شد، شکست خواهید خورد. یا همانند مورد نانسی، فقط در همان جای قبلی خودتان خواهید ماند و پیشرفت نخواهید کرد: ناراحتی منجر به پیشرفت شما به سمت جلو نخواهد شد.
انگیزه چیست؟
چه در صورتی که به این شناخت دست یافته باشید و یا دست نیافته باشید، انگیزه عبارت از یک نیروی بزرگ در زندگی شما می باشد که باید تحت کنترل باشد تا بتوانید در کارهای روزمره خودتان پیشرفت داشته باشید و از انجام دادن آنها لذت ببرید.
متاسفانه واژه انگیزه بیش از حد عمومی شده است. ما فکر می کنیم که داشتن انگیزه یا بی انگیزه بودن به سادگی "بله" یا "خیر" مربوط به وضعیت موجود می باشد.
باید توجه داشت که انگیزه یک تغییر نمی باشد، بلکه یک نوع جریان می باشد. به منظور اینکه احساس انگیزه بکنید، باید به یک درک عمیقی دست پیدا کنید. صرفا مطالعه نقل قول های انگیزشی، تشویق شدن از طرف دوستان یا حتی راهنما، به شما کمک نخواهد کرد تا انگیزه پایداری را برای یک کار سخت به دست بیاورید.
شاید شما فکر کنید که انگیزه همانند خواسته ما برای دستیابی به خورشید می باشد (خود پایدار و طولانی مدت)، که منجر به عرضه انرژی نامحدودی به تمامی حیات های موجود در زمین می شود. موتور انگیزه شما، همانند خورشید دارای لایه های متفاوتی می باشد که از هسته شروع می شود و تا سطح گسترش می یابد. سطح عبارت از موردی است که می بینید، ولی فرآیند اصلی از طریق هسته صورت می گیرد؛ و این بخش مهمترین بخش موجود در لحظه فعلی می باشد.
در صورتی که بتوانید یک موتور انگیزه خود پایدار درست کنید، نه تنها خواهید توانست که معنا و هدف بیشتری را در زندگی خودتان پیدا کنید، بلکه همچنین قادر خواهید بود تا از تک تک دقایق مربوط به انجام دادن کارتان لذت ببرید و این کار منجر به کاهش سختی مربوط به نقش ها و مسولیت های شما خواهد شد. آیا وجود داشتن انگیزه همه چیز را تغییر نمی دهد؟
اجازه بدهید تا با تقسیم کردن موتور انگیزه به سه بخش، توضیح بهتری را در مورد جریان انگیزشی ارائه بدهم:
هسته - هدف
حمایت قدرت دهنده
سطح قدردانی (تایید) کننده
من بارها گفته ام که ما با لایه های 2 و 3 آشنا هستیم، چرا که به صورت مکرر با هر دو آنها ارتباط داریم.
لایه دومی: حمایت قدرت دهنده
در واقع لایه دومی مربوط به موتور انگیزه (که همچنین به عنوان قدرت دهنده شناخته می شود) عبارت از موردی است که از اهداف شما حمایت می کند. آنها می توانند هسته انگیزه شما را تقویت کنند یا مقدار سرعت شما در ایجاد آن را افزایش دهند. این موارد به صورت مبنایی یک سری شرایطی را برای چیزهایی درست می کنند تا به صورت مناسبی پیشرفت کنند.
لایه سومی: سطح تایید کننده
لایه سومی که همچنین به عنوان تایید کننده شناخته می شود، هر نوع از تشخیص خارجی را شامل می شود که می تواند منجر به ایجاد انگیزه در شما شود. این مورد می تواند به صورت احترام یا تصدیق، همانند سلام کردن یا تشویق کردن باشد.
همچنین این مورد می تواند یک حمایت عاطفی باشد که از طریق تشویق، بازخورد و انتقاد سازنده صورت می گیرد. همچنین می تواند پیوستگی باشد که در آن شما دارای همراه ها یا بخش های متقابلی باشید که اهداف مشترکی دارند یا مسولیت آنها بر عهده شما می باشد.
معمولا این لایه عبارت از موردی است که شما در هنگام نگاه کردن به سایر افراد، در ظاهر آنها مشاهده می کنید. شما تایید خارجی، احترام و شناختی را مشاهده می کنید که آنها دریافت می کنند.
لایه درونی: هسته هدف
مهمترین چیزی که وجود دارد و نیروی محرک واقعی که در پشت جریان انگیزشی وجود دارد، عبارت از هسته درونی می باشد که هدف شما است. هدف ما عبارت از تمایز قائل شدن ما بین فرد دارای انگیزه و فرد بی انگیزه، انجام دهنده و انجام ندهنده و خوشحال و ناراحت می باشد. هسته انگیزشی عبارت از هدف شما می باشد که از طریق دو موردی پایدار می شود که عبارتند از: معنادار بودن و حرکت به سمت جلو. شما با داشتن این دو مبنا به یک منبع قدرتی دسترسی خواهید داشت که به صورت نامحدودی منجر به تامین انرژی انگیزشی شما خواهد شد.
بنابراین باید پرسید که به چه نحوی این دو مورد را انجام می دهید؟
به چه نحوی هدف خودتان را پایدار می کنید؟
داشتن یک جلسه راه حل ساده ای می باشد. فقط از خودتان بپرسید که چرا؟
چرا یک هدف خاصی را دنبال می کنید؟ در صورتی که دلیل این کار مبهم یا نامشخص باشد، در این صورت انرژی انگیزشی شما هم همین شرایط را خواهد داشت. در حالی که انگیزه منجر به تامین انرژی مورد نیاز برای انجام دادن کاری می شود، این انرژی نیاز دارد که به یک سری نقاط خاصی متمرکز شود. بنابراین بدون معنادار بودن، هیچ مسیری برای متمرکز شدن انرژی شما وجود نخواهد داشت.
با این وجود، داشتن یک هدف معنی دار به این معنا نمی باشد که شما مجبور هستید تا دنیا را تغییر دهید یا یک تاثیر بزرگی بر روی جامعه بگذارید. رمز مربوط به کارکرد معنا دار بودن ساده می باشد: این مورد باید منجر به ارزشمند شدن چیزی یا شخصی شود که برای شما اهمیت دارد.
مرحله بعدی عبارت از ادامه دادن یک حرکت به سمت جلو می باشد. به صورت خلاصه به این معنا می باشد که فقط باید حرکت خودتان را نگه دارید. انگیزه همانند یک گلوله برف بازی می باشد و به دلیل داشتن پیشرفت منجر به ایجاد حرکت می شود. بنابراین به منظور نگه داشتن آن، باید حرکت خودتان را ادامه دهید.
همچنین نکته امیدوار کننده ای که وجود دارد عبارت از این است که هیچ نیازی نیست که پیشرفت شما بزرگ باشد تا بتوانید آن را تشخیص دهید. پیشرفت محدود و کوچک تا زمانی که همچنان وجود داشته باشند، می تواند همچنان منجر به داشتن انگیزه شوند. دقیقا همانند وضعیتی که در رانندگی دارید، در صورتی که در جای خودتان کاملا متوقف باشید، بی تاب و بی حوصله خواهید شد. ولی در صورتی که به سمت جلو حرکت کنید، بی حوصلگی شما کمتر خواهد شد حتی در صورتی که به صورت آرام حرکت کنید.
ایجاد یک شاخص پیشرفت ساده، همانند چک لیست ها یا معیارها، روش مناسبی برای نشان دادن پیروزی های کوچک (بزرگ) شما می باشند. این موارد ذهن شما را تحریک خواهد کرد تا این پیشرفت ها را تشخیص دهید و تایید کنید. همچنین در نتیجه آن انرژی انگیزشی شما تقویت خواهد شد.
به همین دلیل است که بازی های ویدئویی کاملا اعتیاد آور می باشند. آنها در هر مرحله ای شاخص های پیشرفت زیادی دارند. هر چند که پیشرفت مربوط به این بازی ها کاملا مجازی می باشد، ولی همچنان می توانند مراکز انگیزشی موجود در ذهن شما را تحریک کنند.
مواردی را که امروز منجر به ایجاد انگیزه در شما شده است را پیدا کنید
بنابراین چرا بخشی از زمان امروز خودتان را صرف نمی کنید تا یک انعکاس سریعی از وضعیت موجود خودتان داشته باشید؟ یک بخشی از زندگی خودتان را در نظر بگیرید که دوست دارید انگیزه بیشتری در مورد آن به دست بیاورید.
برای مثال، این مورد می تواند شغل فعلی شما باشد. در مرحله اول با پرسیدن و چرا شروع کنید. دلایل مربوط به مشغول بودنتان در شغل فعلی را بنویسید. بعد از آن در مورد هسته انگیزشی : هدف خودتان فکر کنید. بنویسید که چه چیزی در شغل شما وجود دارد که برای شما مهم می باشد و چه مواردی وجود دارند که منجر به حرکت رو به جلو شما در زندگی خواهند شد.
بعد از مشخص شدن این نکات، الان باید یک مقایسه ای انجام بدهید. آیا شغل فعلی شما در مسیر پیشرفت خودتان به سمت هدفی که نوشته اید، مفید می باشد؟
در صورتی که مفید باشد، شگفت انگیز خواهد بود! شما در مسیر درستی قرار دارید. ولی در صورتی که به صورت کاملی مفید نباشد، یا مشخص شود که از مسیر هدفتان خارج شده اید، هیچ ترسی نداشته باشید. برای هماهنگ کردن اقدامات خودتان با هدف تان همچنان وقت دارید.
ما در لایف هک ، 15 سال تجربه مربوط به مربیگری پیشرفت زندگی را در 7 مهارت اساسی و مشخص خلاصه کرده ایم. و نتیجه گیری کرده ایم که انگیزه فقط یکی از 7 مهارت اساسی می باشد که می تواند تاثیر قابل توجهی در پیشرفت مربوط به زندگی شما داشته باشد.
آیا همه ما نمی خواهیم که خوشحال باشیم؟
خوشحال بودن هیچ نیازی به استفاده از عبارات مبهم یا فریب دهنده ای ندارد که معمولا بعد از آن فرار می کنید و نتیجه آن نامشخص می باشد. شما با پیدا کردن عواطف مربوط به انگیزه واقعی خودتان، یک قدم به سمت واقعی کردن خوشحالی خودتان و معنادار بودن کارهای خودتان برخواهید داشت.
همچنین برای افرادی که احساس می کنند که در مسیر اهداف و مقصود خودشان پیشرفت می کنند، یادگیری مهارت های مبنایی به آنها کمک خواهد کرد تا حتی یک مقدار بیشتر پیشرفت کنند و همچنین سرعتشان افزایش پیدا کند. آیا 10 برابر مفیدتر بودن متحیر کننده نمی باشد؟
ممکن است که شما صدها کتاب و مقاله خوانده باشید و ویدئوهای زیادی مشاهده کرده باشید و حتی ممکن است که برخی از راه حل ها را برای ایجا انگیزه در خودتان مورد استفاده قرار داده باشید. ولی هیچ یک از آنها تاثیر خاصی نگذاشته باشد. این موارد فقط منجر به ایجاد تغییرات تدریجی می شوند و مواردی نمی باشند که به دنبال آنها هستید. این بدان دلیل است که تغییر پایدار به یک رهیافت کامل و جامعی نیاز دارد و فراتر از متمرکز شدن بر روی یک بخش از زندگی شما یا تلاش برای تغییر موارد روتین یا اقدامات شما می باشد.
شما می خواهید که یک تغییر مبنایی ایجاد کنید؛ ولی این تغییر یک قلمرو بزرگی می باشد که شما نمی توانید در این مرحله از زندگی خودتان، پیشرفت زیادی در آن داشته باشید.
واقعیت این است که پیشرفت دادن زندگی خودتان به مرحله بعدی تا این حد پیچیده نمی باشد. این کار از طریق دوره های موجود راحت تر می شود و به یک مورد کاملا ساده ای تبدیل می شود. تنها چیزی که شما نیاز دارید عبارت از مهارت های مبنایی می باشد. بنابراین در صورتی که می خواهید اولین قدم را برای دستیابی به هدف زندگی تان بردارید، الان زمان مناسبی می باشد.
صفحات وب
درباره وب

خبرنامه
آمار سایت
تبلیغات متنی

